مراسم عصر عاشورا به خوبی برگزار شد .جادارداز تلاش بی وقفه همه بچه های هیئت بویژه از کارکردان محترم برنامه آقای ذاکری تشکر کنیم .از گروه تولید صداوسیمای مرکز خلیج فارس /عبدالحسین رضوانی عکاس خوب هرمزگانی /علی نظری خبرنگارنشریه دریا/خانم انصاری نسب خبرنگار نشریه ندای هرمزگان/فرماندار میناب وهیئت همراه/مدیرکل محترم منابع انسانی استانداری ومردم روستاها وشهرهای اطراف که باحضور خود به بچه های هیئت انگیزه مضاعف دادند کمال تشکر راداریم .از مردم خوب وفهیم نخل ابراهیمی که امسال هم بهتر ازپارسال برای نظم تلاش کردند ممنون وسپاسگذاریم.انشاءالله مورد رضای خدا قرارگرفته باشد .زیارت امام حسین (ع)دردنیا وآخرت رابرایتان آرزومندیم . بزودی عکسهای مربوط به برگزاری مراسم را دروبلاگ قرارمی دهیم.فعلا ایندو فریم رو از آقای رضوانی داشته باشید.


بچه هیئتی | 11:21 - شنبه بیست و یکم دی 1387
امروز دوم محرم است .سالروز ورود کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام به کربلا.
بچه های هیئت که ازچند ماه پیش خودرابرای اجرای برنامه هنری عصر عاشورا آماده کرده اند این روزها برای تمرین برنامه ریزی می کنند .وسایل لازم برای اجرای بهتر از قم وتهران توسط آقای عبدالحسین صمیمی خریداری شده .خرید های کوچکتر هم از میناب وبندرعباس انجام شده .واحد خواهران موسسه مشغول دوختن خیمه ها هستند .پرچم ها هم آماده شده. دو نفر از بچه های هیئت اعلام کرده اند که امسال با دیگر دوستان همکاری نمی کنند .ازخدامی خواهیم درروزهای باقی مانده تا عاشورا به این عزیزان توفیق شرکت دربرنامه ها وخدمت به هیئت عزاداران عنایت کند .می دانیم که اگر نیایند بعد از تمام شدن دهه محرم پشیمان خواهند شد.
تمرینات آغاز شده وآخرین تمرین نیز عصر روز تاسوعا انجام خواهد شد .
از ساعت ۱۴ روز عاشورا منتظر شما ارادتمند امام حسین هستیم .
بچه هیئتی | 16:40 - سه شنبه دهم دی 1387
حسین فریاد میزند هل من ناصر ینصرنی؟
و من درحالی که نمازم قضا شده است میگویم:
لبیک یا حسین! لبیک...
حسین نگاه میکند لبخندی میزند و به سمت دشمن تاخت میکند، و باز من میگویم: لبیک یاحسین!
حسین شمشیر میخورد من سر پدرم داد میزنم و میگویم:
لبیک یا حسین!
حسین سنگ میخورد، من در مجلس غیبت میگویم: لبیک یاحسین! لبیک...
حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم: لبیک...
حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟
من به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد میزنم: لبیک...
حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه میکند میگوید: حسین تنهایم یاریم کن...
من گناه میکنم و باز فریاد میزنم: لبیک...
خورشید غروب کرده است...
من لبخندی میزنم و میگویم:
اللهم عجل لولیک الفرج...
حسین به مهدی نگاه میکند و میگوید:
مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم من کسی نبود یاریم کند و ادعا کننده ای هم نبود تو از من مظلوم تری...
و من به چشمان مهدی خیره میشوم و میگویم دوستت دارم!!! تنهایت نمیگذارم...
مهدی به محراب میرود و برای گناهان من طلب مغفرت میکند...
مهدی تنهاست...
حسین تنهاست...
کربلایی دیگر در راه است...
انا مجنون الحسین ثارالله
باتشکر ازبرادر ارجمند جناب آقای حسین سلیمانی
بچه هیئتی | 21:57 - یکشنبه هشتم دی 1387

